تبليغاتX
تقدیم به بهترینم پویا عزیزم

سلام به مهربان ترین مهربانم سلام به عزیزتراز جانم سلامی که گویایی برای قلب پر از عشق من به تو می باش

برای از تو گفتن باید ابتدا همه کلمات جمع کرد تا بتونم یه واژه یه واژه حتی کوچیک پیدا کنم که تو رو وصف کنم  اما هیچ واژای برای بیان تو نیست برای بیان خوبی ها مهربونیات نمی تونم پیدا کنم عزیزم

خیلی وقت بود منتظر این روز بودم  فکر کنم از یه سال قبل برای تولدت نقشه ها می کشیدم که روز تولدت بهت چی بگم برات چی بنویسم  چه کادویی بگیرم که لیاقت تو رو داشته باشه که الان دیگه کم کم داریم به این روز فرخنده نزدیک می شیم می دونی روز تولد تو برای من عزیز ترین روز نازم برای همین خیلی مشتاق این روز بودم

تولدت مبارک مهربان من!

تولدت مبارک...

برای تولد تو می شود از یکماه قبل نقشه کشید... می شود با عشق هدیه خرید... با عشق کادویش کرد...با عشق به انتظار نشست...به انتظار سالروز تولدت...

 

تولدت مبارک عزیز دل!

تولدت مبارک...

می دونی پویا جونم فقط می تونم بگم تولدت مبارک ای بهترینم چون هیچی نمی تونم بگم برای این روز عزیز برای وصفش

دوست داشتم پیشت بودم این روز عزیز اما نیستم فکر کنم وقتی این مطلبو داری می خونی من تو سفر باشمو خیلی ازت دور باشم اما از همین دوری فاصله ها تولدتو با یه دنیا عشق و محبت بهت تبریک می گم و از راه دور می بوسمت برات بهترین ها رو آرزو می کنم برات آرزو می کنم که بهترین روزهای و شیرین ترین روزها رو پیش  رو داشته باشی و هیچ وقت گل خنده از لبای قشنگت محو نشه  برات آرزو می کنم  که هر چی آرزوی خوبه فقط مال تو باشه فقط مال تو  عزیزدلم همسر گلم تولدت مبارک چه حیف شد روز به این قشنگی ازت دورم  این گلهای قشنگم که قرار بود بهت بدم اما نشد

تصوير

 

پویا جونم با یه دنیا پر از عشق محبت تولدتو بهت تبریک می گم نازنینم

تولدت مبارک همسرگلم پویا جونم

314145giilrjenft.gif

این گلم برای تو

پویاجونم ۱۰ آبان قشنگ ترین روز دنیا تولد قشنگتو بهت تبریک می گم نازنینم

 بهترینم تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

ده آبان ماه روز میلاد پویاجونم عزیزمه

پویا جونم همسرگلم تا من می ام مواظب خودت باش نازنینم خیلی خیلی دوست دارم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت


پویا جونم قند عسلم

i love yo0o0u پویاجونم

پویا می دونی کلمات خیلی کوچیک تر از اونی هستن که بخوان دوست داشتنمو بهت نشون بدن

 بابت دیشبم ازت معذرت می خوام می دونم دلت خیلی بزرگه مهربونه که منو می بخشه همسر نازم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت


نام تو همیشه بر زبانم

بگذار نامت را زمزمه کنان بر لبم تکرار کنم  تا  آرام بگیرم

دوست دارم اینقدر بنویسم از تو که دیگر دستانم توان نوشتن نداشته باشن می خوام برات بنویسم تا جبران این چند وقت که از تو ننوشتم باشه نازنینم همسر گلم خیلی دوست دارم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت


خاطرت خیلی عزیزه برام

اگر هوا بودم ،یک سره به قلبت می رفتم ........
وقله اش رو فتح می کردم ،
وپرچم عشقمو ،در اونجا به اهتزاز در می اوردم
وترو می بردم به سرزمین بهشتم .....
واز جهنم اهن وماشین ،می رهاندم ..........
اما ......حیف .......اما.........
تقدیر بسته پایم .............
وتو شدی یوسف کنعانم
خاطرت خیلی عزیزه
اشکام برات می ریزه
مهربونیهای بی حدت
دلمو کرده اسیرت
حرفای خوب وقشنگت
حس زنده موندنم
چشای پاک ونجیبت
حس منتظر موندنم
چقدر خوبی .........حیف که خیلی دوری
پویا جونم خیلی دوست دارم تمام وجودم تو هستی
عزیزم

چقدر دلم تنگ تو است ......
همیشه در یاد تو است......
ذکر خوبیهای تو
همیشه در یاد دل است !

اینم برای تو منم با نام تو عشقبازی می کنم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت


دلم برات تنگ شده به وسعت چشمهای قشنگت

پویا جونم سلام  سلام صدتا سلام به روح ماهت نازنینم وای اینقد دلم برات  تنگ شده بود که بنویسم که نگو نازنینم به جون خودم راست  می گم اما نشد خب حالت چطوره ؟
می دونم که خدا رو شکر خوبی و امیدوارم همیشه سالم و سر حال باشی نازنینم
فقط دلتنگی من هست برای تو
 
پویا جونم از دلتنگیم بگم برای تو از دوست داشتنم بهت   بگم که تمام روزام تک تکشون با یاد تو سپری می شه نازنینم از اینکه همه وجودم همه وجود بی ارزشم برای تو برای وجود تو برای هستی تو هست


من وتو
پویا جونم خیلی دوست داشتم که زودتر از اینها برات می نوشتم که نشد
پویا الان که دارم می نویسم ماه مبارک رمضان الان یه یه ساعت دیگه مونده به سحری که دارم برای تو می نویسم اول می نویسم بعد بیدارت می کنم که سحریتو بخوری نازنینم توی این ماه بزرگ  از خدای مهربونم می خوام همیشه پشت پناهت باشه همیشه مواظبت باشه کمکت کنه همیشه موفق و سالم باشی نازنینم از خدای مهربون از صاحب این وقت عزیز می خوام که همیشه انشالله ما رو برای هم نگه داره کمکم کنه بتونم همسر خوبی برات باشم عزیزم از خدای مهربونم می خوام روز به روز منو عاشق تر تو بکنه همیشه دوست داشتنتو عشقتو تو قلبم حفظ کنم یا حضرت فاطمه زهرا تو رو به این شبهای عزیز کمکمون کن مواظب همه جوونا باش همه جونا رو عاقبت بخیر کنو ما رو هم برای هم نگه دار برامون پیش پروردگار مهربونمون واسطه بشو  بهش بگو کمکمون کنه ممنونم از یا حضرت زهرا
love 
پویاجونم همسر مهربونم خیلی خیلی دوست دارم از خدای مهربونم ممنونم بابت تو
گاه آرزو میکنم
ای کاش برای تو پرتو آفتاب باشم
تا دستهایت را گرم کند
اشکهایت را بخشکاند
و خنده را به لبانت باز آرد
پرتو خورشیدی که
اعماق تاریک وجودت را روشن کند
روزت را غرقه نور کند
و یخ پیرامونت را آب کند....
خیلی خوشحال شدم از تو نوشتم چون نوشتن از توهم برام آرامشه نازم حالا دیگه کم کم برم برای افطار بیدارت کنم
خدایا کمکم کن به این ماهعزیز هر دومونو کمک کن ممنونم ازت دوست دارم خیلی زیاد هردوتونو هم خدای مهربونمو هم همسر گلمو پویا جونم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 3:58 موضوع | لینک ثابت


زنده ام به حکم نفس های تو

سلام همسر گلم

خوبی نازنینم امیدوارم که سالم و سر حال باشی

دیشب قبل از خوابم برات کلی نوشتم اما متاسفانه پاک شد  الان دوباره دارم می نویسم برای تو که بهترینمیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خب از امروز صبح می گم صبح که خواستم بیدار بشم  اصلا توان بلند شدنم نداشتم  تمام بدنم درد می کرد  به هر مکافاتی بود بلند شدم   برای کاراموزی آماده شدم فکر کنم این شکلی بودم

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خوشبختانه امروز نسبت به دیروز  کاراموزی بهتر بود ومراجعه کننده کم تر بود بهتر تونستم تو مرکز بهداشت استراحت کنمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir فقط واستاده بودم مراجعه کننده ها رو نگاه می کردم  به جاش محدثه همه کارارو برام کرد  محدثه هم اینجوری بود خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir از این طرف به اون طرف می رفت  منم همش به تو فکر می کردم نازنینمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخیلی خوب بود محدثه هم همش غر می زد می گفت سمانه  بلند شو همش استراحت نکن پاشو کار کنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبعدم می زد رو سرم منم می گفتم نزن تو سرم مریضم مگه می فهمید خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir تازه  تو همین فکرا بودم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irکه یه آقا خوشتیپ اومد که برای محدثه انتخابش کردم  عکسشم گرفتم که به تو نشون بدم این شکلی بودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irپویا جونم نمی دونی این خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمحدثه چقد قوربون صدقش می رفت تازه یه صندلی اورد که آقاش استراحت کنه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

در کل روز خوبی بود عزیزدلم پویا جونم دلم برات خیلی تنگ شده  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irیاد اون روزا افتادم چقد بهمون خوش گذشت  بهترین روزها بودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پویا جونم خیلی خیلی دوست دارمبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

گاه گاهی که هوای حوصله ام ابریست و دلم پر از

شوق گریستن، یاد مهربانی ات بغض نشکسته ام را

را دلداری می دهد، من از تو می گویم و می نویسم و

 پر می شوم از عشق تو می آیی و می نشینی و می بری

 همه غصه های دلم را.

با دیدن تو غم از دلم دور میشه .

با دیدن تو خوشبخت ترین دختر دنیام تو رو دوست دارم به خاطر خودت نه به خاطر چیز دیگه ای ...

بمان برای همیشه برای دل من نازنینم پویا جونم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت


نازگلکم

پویا جونم می دونی تو مثل این گل نازو قشنگی دلبرکمبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

حالا می خوام تیری که به قلبم زدی رو بهت نشون بدم نگاه کن این تیرو تو زدی به قلبم

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

نفهمیدم کی زدی فکر کنم از پشت سر زدی که متوجه نشدم

پویا الان می خوام برم جات خالی یه آمپول بزنم به توصیه تو ندادم به این محدثه مشنگ بزنه می ترسم موقعه زدن یاد گل محمد بیافته و یه بلایی سر من بیاره اما حالا صدای قشنگتو شنیدم بهتر شدم  و حالا دیگه کم کم باید برم بیمارستان نازنینم دوست دارم  به اندازه تمام هستی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ساعت 17:8 موضوع | لینک ثابت


سلام پویاجونم

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

سلام پویا جونم همدم نازم همسر عزیزم

اول بگم پویا جونم خیلی دوست دارم

پویا جونم ببخشید که چند وقته برات ننوشتم نازنینم شرمنده چشمای نازت

 

 

مهم نيست كه فردا چي ميشه

مهم اينه كه امروز دوست دارم

مهم نیست فردا كجايي

مهم اينه هرجاهستي دوست دارم

مهم نيست تا ابد باهم باشيم

مهم اينه تا ابددوست دارم

مهم نيست تا قسمت چي ميشه

مهم اينه قسمت شده دوستت داشته

باشم.

* بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

قسم به چشماي قشنگت , به نسيم عصر بي جان

 

 به تمام اهل كيهان , به كمال روح انسان 

 

 قسم به بهار هستي , به سراب ناب مستي

 

به اميدم كه تو هستي , به خدا كه مي پرستي

 

دوستت دارم پویا جونم

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 

 


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت


من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است آخرین جرعه ای این جام تهی را تو بنوش

سلام گل نازم

خوبی قند نبات قند عسل کاکائو مربا بستنی و هر چیز شیرینی که هست به تو ختم می شه

خب عزیزم الان خسته خوابیده گفتم بیام از خوبیهاش از مهربونیاش بنویسم که چقد ناز دوست داشتنی  ممنونم عزیزم خدامو شکر می کنم به داشتن تو به داشتن یه همسر مهربون خوب خدایا شکرت

امشب می خواستم پویا بهت یه چیزی نشون بدم قلبمو که چطوری برات می زنه رو می خوام بهت نشون بدم که ببینی نگاه کن این قلب منهمی بینی چه تند تند برای تو میزنه اون دستا می دونی دستای کیه دستای تو هست که قلب من توش جا داره فقط زود بذار سر جاش که لازمش دارم آفرین قند عسل این چند روزه خیلی خسته شدی  امیدوارم از این به بعد بدون خستگی با ارامش کامل بخوابی البته اگه هدیه بذاره دیگه نازم منم بخوابم که صبح بتونم بیدارت کنم خواب نمونم خیلی دوست دارم گل نازم پویا جونم

 

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن وسوختن

 

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

 

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

 

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

 

زندگی چه تلخ وناشکیباست.

 


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 23:27 موضوع | لینک ثابت


دلم مال تو

مي خواهم تا صبح چشم به ستارگان بدوزم تا در آن نور مهتابي چهره زيبايت را لمس كنم

دستانت را به من بده تا تو را در ژرفاي خيال خويش احساس كنم.

با ورم كن اي مهربان، من جز صداقت نيلوفرهاي آبي و مهرباني لاله هاي واژگون چيزي درون تو نمي بينم.

تو مرا چگونه مي يابي؟ آيا جز پوچي چيزي درونم هست؟من با تو تكامل مي يابم اي خوب

بگذار براي آمدنت راهي بسازم از قاصدك هاي سپيد خيال و فرشي ببافم از پيچكهاي پيچ در پيچ كنار ديوار.

آن چشمان مشكي ات مرا به ياد سياهي شب مي اندازد و آن دستان گرمت مرا تا آن سوي كهكشانها مي برد.

 پس بيا... بيا و بگذار طعم با تو بودن را بچشم. خبر آمدنت را قاصدك ها مژده داده اند.

پس بيا دستانم را بگير اي پرنده من! اي فرشته آسماني! اي...

و

دلم را به تو هديه مي كنم. دلي به وسعت دريا ، صاف و زلال و بي ملال.

دلي پر از حرف هاي نهاني و رازهاي پنهاني. دلي با صفاتر از بوته ياس سراپا شور و احساس.

دست هايم را به تو هديه مي كنم. دستاني به وسعت خورشيد، عاشقانه و عاري از ترديد.

ياري كن تا قلبمان دريا شود و گرمي دستانمان خورشيد را خجل كند.

پویا جونم خیلی دوست دارم همسر گلم


 

نوشته شده توسط سمانه و پویا در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting